شهرمن و مشاهیر

 

 

 

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

 

ده‌نشيني و استقرارهاي روستايي، سرآغاز پيدايش شهرهاي قديم بوده است. شهر كهنسال ميبد نيز در روند تكامل تاريخي روستاها و آبادي‌هايي پديد آمد كه پيش از پيدايش شهر در اين منطقه پا گرفته بودند با اين تفاوت كه روستاهاي اوليه منطقه در نتيجه شرايط مساعد جغرافيايي و بوم شناختي شكل گرفتند. نتايج بررسي‌هاي كارشناسي نشان مي‌دهد مهم‌ترين عامل در پيدايش شهرقدیم میبد , عوامل سیاسی و اداری بوده است .

 اين يك نكته تاريخي و جامعه شناختي است كه اصولا شهر در ايران پديده‌اي سياسي بوده و تاثير عوامل اقليمي و جغرافيايي در پيدايش شهرها، همواره در مراحل بعدي قرارمی گرفته است .

به شهادت تاريخ، شهرهاي باستاني ايران به طور عمده داراي خصيصه‌‌اي سياسي بوده و با سازمان حكومتي پيوند داشته‌اند به گونه‌اي كه عملا به نوعي كلني‌هاي اداري - نظامي تبديل مي‌شدند.
با اينكه در پيدايش شهر قديم ميبد، احتمال يك سازمان‌دهي حكومتي و عامل سياسي بسيار قوي است اما نقش آمادگي‌هاي اقتصادي و توان بهره‌وري از محيط به ويژه كشاورزي و دامداري را در آغازشهرنشینی در این منطقه کویری نمی توان نادیده گرفت .

 

بررسي ساخت و سازواره‌اي شهر قديم ميبد تركيبي را به دست مي‌دهد كه با نظام شهرسازي باستاني ايران كاملا انطباق دارد و خود نشانگر آن است كه در طرح‌ريزي شهر قديم ميبد از الگو و نقشه‌هاي سنجيده‌اي استفاده شده كه اغلب در شهرسازي ايران باستان متداول بو ده است .

جامعه‌شناسان و دانشمندان تاريخ‌شناس در مورد شهرنشيني و پيدايش شهر عواملي را برشمرده‌اند كه در بررسي ويژگي‌هاي شهرنشيني در ميبد نيز مصاديقي از آنها يافت مي‌شود. هم‌چنين آثاري از شهرسازي باستاني در اين شهر به جاي مانده كه شبكه راه‌ها،‌ قنات‌هاي چند هزار ساله، وجود بقاياي صنايع بسيار كهن از جمله گداخت فلزات و سفالگري و نيز بنيادهاي ديني و مذهبي و تاسيسات شهری از آن جمله اند .

شاخص‌ترين اثر باقي‌مانده از شهرسازي قديم در ميبد، «نارين قلعه» است. پلان مدور و ارزش‌هاي نظامي اين قلعه يادآور دژها و استحكاماتي است كه در دوره‌هاي پرماجرا و كشمكش‌هاي داخلي بين قبايل پارت و ماد در ايران ساخته شده است. از ديدگاه شهرسازي و معماري «نارين قلعه»، سلسله‌اي متواتر از ساخت‌وسازهاي مسكن و ديگر تاسيسات شهري و استحكامات دفاعي و نظامي را نشان مي‌دهد كه بارها مرمت و بازسازي شده است. اين مرمت‌ها، بخش‌هاي زيرين و كهنه‌تر را از گزندهاي گوناگون مصون داشته و تنوع سبك‌هاي ساختمان و متفاوت در اندازه‌هاي خشت‌ها، سير تاريخي بنا را به وضوح نشان مي‌دهد.

بخش اصلي يا مركز شهرهاي قديم را «شارستان» يا شهرستان مي‌ناميدند و آن قسمتي از شهر بود كه درون حصارها و خندق‌هاي اطراف آن محصور مي‌شد و از طريق چند دروازه به بيرون راه داشت. عناصر عمده شهر مانند ارگ، آتشكده، ديوان خانه، بازار، مسجد جامع،‌ مدارس و كارگاه‌هاي مختلف در اين منطقه جاي مي‌گرفتند. هم‌چنين شهرهاي قديم بر بنيان نظام طبقاتي داراي محله‌هاي مسكوني جداگانه براي طبقه‌هاي اجتماعي يا خرقه‌هاي مختلف مذهبي بود. محدوده شارستان به طور عمده محل زندگي حكمرانان، ديوانيان، نظاميان، اشراف، كاهنان و كاركنان امور مذهبي و برخي پيشه‌وران شهر بود. شب‌ها دروازه شهر را مي‌بستند و پاسداراني مسئوليت مراقبت از امنيت شهر را بر عهده داشتند.

محوطه شارستان ميبد در زمان ساسانيان در موقعيت و بستر مناسبي بر بلندي جنوب اين شهر و همجوار با شاهراه باستاني ري - كرمان در يك چهار ديواري بزرگ ساخته شد به گونه‌اي كه كهن‌دژ نارين قلعه و چند پاره آبادي را در بر گرفت. اين شهر رادرشهرسازي سنتي ايران«شهرهاي قلعه ای » می نامند .  

«حمدالله مستوفي» در قرن هشتم هجري در توصيف ميبد نوشته است: «شهري است كوچك و دورقلعه ی آن چهار هزار گام است .»

اين جمله‌ها در واقع وصف محدوده حصار بست شارستان بوده و امروز نيز قابل پيمايش است:‌ «حدود چهار هزار متر بر اساس يك باور ايراني،‌ شهرهاي قديم را به گونه‌اي مي‌ساختند كه چهار دروازه رو به چهار سوي جهان داشته باشد. شارستان ميبد هم در آغاز چهار دروازه در چهار سوي شهر داشته است. دو شاهراه (شاه كوچه) به صورت دو محور اصلي كه از دروازه‌ها آغاز مي‌شده، در مركز شهر يك چهارراه و ميدان پديد آورده و مسجد جامع نيز در همين محل جاي گرفته است. موسسه‌هاي ديواني، آموزشي و مذهبي و قسمتي از بازار نيز در اين ناحيه مركزي مستقر بوده‌اند. بر اساس نقشه‌هاي تاريخي نارين قلعه در جنوب شرقي و كارگاه‌هاي سفالگري در جنوب غربي شهرستان مستقر بوده‌‌اند. در همين محدوده نيز گروه‌هاي «هم‌پيشه» در چند محل گرد آمده بودند. سفالگران در «محله بالا»،‌ كشاورزان در «محله كوچك» و صاحب منصبان ديواني، مذهبي در محوطه مركزي شهر سكونت داشتند. بخش عمده محوطه‌هاي شمالي و شمال شرقي شهر را باغ‌ها مي‌پوشانده و اين تركيب فضايي هنوز هم تا اندازه ای پایدار مانده است .

در ايران پس از اسلام، بسياري از بيروندها، محل استقرار سپاهيان و اردوگاه‌هاي مسلمانان بود. در اين دوره مسجدهاي جامع در اين مناطق شكل گرفته و اهميت مركز محصور شهر را تحت شعاع فعاليت‌هاي خود قرار دادند. بيروندها از همان ابتدا با حيات اقتصادي شهرها، پيوندي تنگاتنگ داشته‌اند و ساكنان شهر به توليدات كشاورزي و دامي اين مناطق وابسته بودند. بيروندها در شهر قديم ميبد اغلب متشكل از آبادي‌هاي معتبري بوده كه قدمت پيشينه برخي از آنها به اندازه خود شهر است. فيروزآباد، مهرجرد، بيده و بارجين از اين دسته هستند.
ميبد به رغم آنكه شهري كوچك و كم آوازه است، از نمونه‌هاي نادر شهرهاي باستاني ايران محسوب مي‌شود كه هر چند بافت سنتي آن گزندهاي فراواني ديده اما هنوز مي‌توان ساختار شهرسازي سنتي ايران را در آن تشخيص داد. اين شهر در 50 كيلومتري شمال غربي يزد در كنار راه تهران - بندرعباس قرار دارد و راه‌آهن تهران - جنوب از غرب آن مي‌گذرد.

 

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤


معماران چيره دست يزدي طي قرنها با احداث آب انبارهايي زيبا ، " آب " اين مايه حيات را در قلب كوير ايران به كام تشنگان خسته و گرمازده گوارا كرده‌اند. در گذشته شدت گرما توام با كمبود شديد آب اين هنرمندان را بر آن داشت تا در دل زمين به ايجاد محلي براي ذخيره آب بپردازند. مردمان اين ديار در زبان محلي از آب انبار با عنوان " امبار "(ombar?) ياد مي‌كنند. اكنون اين آب انبارها يكي از شاخص‌ترين نمادهاي معماري يزد و جلوه‌گر نبوغ و توانمندي معماران اين خطه كويري است.
آب آب انبارها از طريق هدايت آبهاي باران و برف تامين مي‌شده و امروزه اين آب انبارهاي تاريخي كه روزگاري محل اصلي تامين آب اهالي بوده به فراموشي سپرده شده و مخازن آنها از آب خالي شده است.
خنك بودن اين اماكن در قديم باعث شده بود تا از آن بعنوان يخچال نيز استفاده شود و از طريق نصب ميخ‌هايي بر روي ديوارها مواد غذايي خود را در آن نگهداري كنند.
از آب اين اماكن براي آشاميدن استفاده مي‌شده ‌است ولي در كتاب تاريخ يزد از منابع آبي با عنوان " چاههاي آب سرد" نيز ياد شده كه براي شستشو و رفع ديگر نيازها كاربرد داشته است.
معماران يزدي، خشت و آجر به همراه ملات " ساروج " ( مخلوط خاكستر ، آهك و ماسه) را در كنار هم قرار داده و به شكل زيبايي آب انبارها را احداث كرده‌اند.
آب انبارها يا " خانگي " بودند كه توسط اهل خانه ساخته مي‌شد و جنبه شخصي داشت و يا "عمومي" كه براي استفاده اهالي محل و شهر احداث مي‌شدند.
ورود به آب انبارها از طريق پله‌هاي زيبا و طولاني است كه به آن "راچينه" گفته مي‌شود و نظر هر بيننده‌اي را جلب مي‌كند و او را به تامل در اين نوع معماري وا مي‌دارد.
رطوبت دلكش و بوي نم در راه‌پله‌هاي آب انبارها به انسان آرامش مي‌دهد و خستگي را در دل‌مردمان گرمازده كوير برطرف مي‌كند و طراوت و شادابي مي‌بخشد.
آب انبارها داراي قسمت‌هاي مختلفي هستند كه خزينه استوانه‌اي شكل از قسمت‌هاي اصلي آن و محل ذخيره‌سازي آب است.
" گنبد " پوشش نيم كره‌اي شكل كه به منظور حفاظت از آب ، جلوگيري از آلودگي‌و خنك نگه داشتن، روي خزينه احداث مي‌شود نماد بيروني اب انبارهاست.
سقف اين‌اماكن به صورت نيم دايره ساخته شده كه در اصطلاح محلي به آن "طاق ضربي " گفته مي‌شود.
اين طاق‌ها با محاسبات دقيق و بدون استفاده از آهن و تيرآلات ساخته شده و خلق آن از توان معماران امروزي خارج است.
همه آب انبارها داراي راه‌پله است كه اولين پله آن از سطح زمين آغاز شده و به طرف درون زمين ادامه مي‌يابد و راه دسترسي ورودي به " پاشير" است.
سقف و راچينه (پله) ،آب انبارها از آجرهاي باريك ولي مقاوم ساخته مي‌شده كه هنوز هم پابرجاست.
بيشتر آب انبارها داراي يك ورودي و پاشير هستند اما بعضي از آنها به لحاظ موقعيت شهرسازي و نحوه استقرار در بافت شهري داراي دو يا سه ورودي مي باشد.
يکي از اين آب انبارها در بلوار بسيج در شهر يزد واقع است. آب انبار رستم گيو داراي خزينه بزرگ استوانه اي شکل با عمق 15 متر و قطر دهانه 14 متر است و در حدود 2300 متر مکعب کنجايش آب دارد و آب انبار محله دستوران و آب انبار محله گودال شهرياري انشعابي متصل به خزينه آب انبار رستم گيو دارند.طراح و معمار آب انبار مذکور استاد حاجي ابراهيم خرمشاهي بوده است.و هزينه ساخت وساز آن توسط رستم گيو توسط يکي از نيکوکاران زرتشتي تامين شده است و اکنون جزو موقوفات زرتشتيان است.
اين آب انبار داراي چهار بادگير دو طرفه سردر ورودي مقرنس کاري وکادر بندي شده با آجر گنبد زيبا با طرح سرو با ترکيب آجر خفته راسته فرش ميباشد.
گفتني است در استان يزد 400 اب انبار وجود دارد که 85 مورد آن در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

روز اول شهريورماه ، به پاس بزرگداشت ابوعلی سينا ستاره پرفروغ عرصه طب در ايران ، روز پزشک ناميده شده است.

 

در دنياي امروز كمتر ملتي است كه به مفاخر گذشته خود توجه نكند زيرا يكي از علايم حيات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفي، علمي، فرهنگي، ادبي، سياسي، اجتماعي و ملي آن هاست كه اين گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سير زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل براي اينده گان خود به ميراث گذ اشته‏اند كه بايد آن را گرامي و عزيز داشت و بارور ساخت.

شيخ الرئيس نواسه علي سينا، ‌معروف به ابن سينا . به قولي در ماه صفر سال 370 هجري قمري(مطا بق 980 ميلادي ) از پدر بلخي ايي بنام عبدالله ( از سبب وزير ماليه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مركز ماورالنهر و خراسان انزمان انتقال نموده بود) و مادر بخارايي بنام ستاره در قريه خورميثن(قريه اي ميان بلخ و بخارا)طفلي چشم به جهان گشود .كه نامش را حسين گذاشتند .

شركت در جلسات بحث از دوران كودكي ، به واسطه پدر كه از پيروان آنها بود . بوعلي را خيلي زود با مباحث و دانش هاي مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وي در فراگيري علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصيه استاد وي ابو عبدالله ابراهيم بن حسين ناتلي ، ‌ابن سينا را به جز تعليم و دانش اندوزي به كار ديگري مشغول نكند . و چنين شد كه وي به دليل حافظه قوي و نبوغ خود در ابتداي جواني در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت يافت.

 

تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجري قمري ) به علت بيماري خود ، وي را به نزد خود خواست تا او را تداوي نمايد ابو علي ابن سينا بعد از تداوي از نوح تقاضا كرد تا به كتابخانه عظيم دربار ساماني دست يابد و از ان استفاده نمايد اين تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به اين ترتيب وي توانست با استفاده از اين كتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ رياضيات تسلط يابد ( خاندان سامانيان از مردم بلخ بودند و دين زردشتي داشتند سامان خدا از روشناسان و حاكم بلخ بود والي عربي خراسان در نصف قرن هشتم ميلادي با سامان دوست شد وسامان دين اسلام اختيار كرد از جمله نواسه هايش اسمعيل پسر احمد در سالي 892 ميلادي بعد از مرگ برادر ش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانيان را بنيان گذاشت.

وي با وجود پرداختن به كار سياست در دربار منصور ، پادشاه ساماني و دستيابي مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله ديلمي و نيز درگير شدن با مشكلات ناشي از كشمكش امرا كه سفرهاي متعدد و حبس چند ماهه وي توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت . بيش از صدها جلد كتاب و تعداد بسياري رساله نگاشته كه هر يك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحرير در آمده است . وقتي در دربار امير بود و آسايش كافي داشت و دسترسي اش به كتب ميسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا يا دائره المعارف بزرگ فلسفي خود مشغول مي شد كه اوج كمال تفكر قرون وسطي است كه بدان دست يافت و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر جهان بشمار ميرود .

اما در هنگام سفر فقط يادداشت ها و رساله هاي كوچك مي نوشت از ميان تاليفات ابن سينا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتي جهاني يافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش هاي علوم و فلسفه ، يعني منطق ، رياضي ، طبيعيات و الاهيات نوشته شده است .

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

شكه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.

در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره كرده ايم كه براحتي مي توانيد از آنها بهره بگيريد:

1- طبق گفته Richard Carlson " چيزهاي بي ارزش را نچشيد "،
اين بدان معني است كه خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن كارهاي بي ارزش مي كنند كه در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي ، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل كوچك مي كنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نمي بريم.


2-"زندگي غير قابل پيش بيني است " و ممكن است هر لحظه شما را در شيب وفراز قرار دهد " .
فقط بگوييد "هرگز" و بعد ببينيد چه اتفاقي مي افتد . براي مقابله با گره هايي كه زندگي در مسير شما قرار داده است ، تنها با ذهني باز و
خوش بين ، به آنها خوش آمد بگوييد !!

3- خسته كننده ترين واژه در هر زبان " من " است .
بله تصور اين است كه تكرار اين كلمه اعتماد به نفس را بالا مي برد. ولي خوب! بيشتر وقتها همه ي آن چيزيي كه در مورد خود با تكرار " من " توضيح و تعريف مي كنيد، واقعيت ندارد! اينكه يك نفر دائما" از خود و فضايل خود تمجيد و تفسير كند ، بسيار خسته كننده و يكنواخت است . اين حالت "خود محوري " است نه "اعتماد به نفس "


4-انسانيت مهم تر از ماديات است .
اهميت روابط اجتماعي بسيار مهم تر از درجات مادي است كه هر كدام از ما در
مسير آرزوها به آنها مي رسيم. بدون محبت و عشق و حمايت خانواده و دوستان در زندگي ، موفقيت هاي مادي ، خيلي لذت بخش نخواهد بود. با ايجاد تعادل در ملاك هاي برتري و ارزش هاي خود ، از ثبات زندگي بيشتري بهره خواهيد برد.

5- به غير از خودتان ، هيچ كس ديگر نمي تواند شما را راضي كند !
رضايت و راحتي ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعي ، زندگيمان را پر بار تر مي كند ، اما خوب ، شايد اين روابط به تنهايي باعث
شادكامي و رضايت شما نشود.

6- درجه كمال و شخصيت
كمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .

7- بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.
انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران !!

8- "خنده" داروي هر "درد" است .
با خوشرويي و تبسم ، دردهاي خود را درمان كنيد.

9- تغذيه خوب ، استراحت ، ورزش و هواي تازه ، را فراموش نكنيد.
سلامتي خود را دست كم نگيريد . با رعايت اين نكات ، از وضعيت جسمي ايده آل خود ، لذت ببريد.

10- اراده اي مصمم ، شما را به هر چيزي كه مي خواهيد ، مي رساند .
هرگز تسليم نشويد و به دنبال رسيدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنيد.

11- تلويزيون ، ذهن ما را بيشتر از هر چيزي نابود مي كند !
از تلويزيون كناره گيري كنيد و با ورزش ، مطالعه و يادگيري ، ذهن خود را فعال كنيد.

12- شكست را بپذيريد .
هر كسي در زندگي ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما ياد مي دهد كه چطور متواضع باشيم و راه درست تري را براي جبران آن انتخاب كنيم . توماس اديسون با شكستهاي متمادي توانست به هدف خود برسد ، او مي گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برايم مفيد نبود ! و به نتيجه نرسيد !"

13- از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيريد .
يكي از بودائيات پير چنين مي گويد :" يك مرد دانا كسي است كه از اشتباهات خود درسي نيك بياموزد و اما داناتر كسي است كه از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيرد".

14- از محبت به ديگران دريغ نكنيد .
زندگي كوتاه است و پايان آن نامعلوم . پس سعي كنيد محبت كنيد تا محبت ببينيد .

15- آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است !!!
همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم.

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

 

 

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستان                    همراه علی میرفت درسایه ی نخلستان

 

دیدندکه زنبوری ازلانه ی خودزدپر                 آهسته فرودامدبردامن پیغمبر

 

بوسیدعبایش دور قدمش پر زد                        برخاک کف پایش صد بوسه ی دیگرزد

 

پیغمبرازاوپرسید آهسته بگوجانم                     طعم عسلت از چیست هرچند که می دانم

 

زنبورجوابش داد تا نام توراگویم                     گل می کند ازنامت صد غنچه به کندویم

 

چون نام تورا هرشب چون گل به بغل دارم      هرصبح که برخیزم درسینه عسل دارم

 

از قند وشکربهتربهترزنبات است این           طعم عسل ازمن نیست طعم صلوات استاین

 

 

 

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

ای هستی محض

جمعه ها با شمیم وجود تو جان می گیرد و هستی می یابد

موعود من!

تا کی باید شمع های سپید و سبز جمعه را یکی یکی روشن

سازم و به امید این که تو بیایی و نسیم وجودت این شمع های

ظاهری را خاموش سازد.

ای خورشید فروزان!

هنوز به انتظاریم تا از کناره های افق، نور وجودت پدیدار گردد و

گرمابخش وجود یخ زده مان شود.

ای کاش همین جمعه بیایی آقا ... ای کاش

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤
 

 

فرهنگیان وجوانان و نوجوانان برای ساختن و سعادت و اعتلای نام ملت ایران و پیشبرد امور کشور اگر به جای رییس‌جمهور بودند:

اولویت خود را انجام چه کاری قرار می‌دادند؟

با مسایل جهانی چگونه برخورد می‌کردند؟

برای ریشه‌کنی فقر و آبادانی ایران و خدمت به اقشار مختلف مردم چگونه برنامه‌ریزی می‌کردند؟ 

در زمینه پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی کشور چه اهدافی در نظر گرفته و برای دفاع از حقوق ملت ایران در عرصه‌های مختلف چه می‌کردند؟

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤

 

ابوالفضل رشید الدین میبدی نویسنده و مفسر قرآن در قرن ششم است. مهمترین اثر وی تفسیر کشف الاسرار وعدة الابرار است.

کنگره بزرگداشت وی در سال ۱۳۷۴ در میبد برگزار گردید.

از زندگي او اطلاع زيادي در دست نيست. شهرت او به خاطر تفسير عرفاني او بر قرآن كريم به نام "كشف الاسرار و عده الابرار" است. او تفسير خواجه عبدالله انصاري را اساس كار خود قرار داده و آن را به پارسي شرح كرده است.
ميبدي در نوبت اول به تفسير هر سوره- كه در اين تفسير آمده- مانند همه تفسيرهاي قديم فارسي، از نظر لغوي پرداخته است. در نوبت دوم، احكام، اخبار و آثار و نوادري را كه در آن باره ميان مفسران شهرت داشته، آورده و در نوبت سوم به تاويلات صوفيان درباره آيات پرداخته است

 

تاريخ سـاعت نويسنده سیدمحمدصادق موسوی❤
яima